احمد بن محمد ميبدى
546
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
جهانيانيد ، دل در دين ما بنديد و دل درويشان مبنديد ، توكّل بر كرم ما كنيد ، روى به درگاه طاعت ما آريد ، دينپرست باشيد تا دنيا تابع شما شود ، خدمت شاه شاهان ( خداوند ) كنيد تا پادشهان جهان شما را خدمت كنند . خدمت او كن مگر شاهان تو را خدمت كنند * چاكر او باش تا سلطان تو را گردد غلام بدانكه ملك انسانيت جدا ، و ملك دلها جدا ، و ملك جهانها جدا است ، انسانيّت در دنيا ملك راند ، و دل در آخرت ملك راند ، و جان در عالم حقيقت ملك راند ، ملك آدمى در دنيا لهو است و لعب كه أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ . ملك دل دوستى از دو سو است كه يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ و ملك جان اين است كه : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ . روىهاى شكوفان بسوى خداى مىنگرند . آن عزيز راه گويد : فردا كه پرچم كبرياى خداوند به رستاخيز برند و لِمَنِ الْمُلْكُ گويد ، من از گوشهء دل خويش به دستورى او درى برگشايم و دردى از دردهاى او بيرون دهم ! تا گرد قيامت برآيد و لِمَنِ الْمُلْكُ گويد اگر كسى بر عزيز راه اعتراض كند كه بنده را چه رسد كه : لِمَنِ الْمُلْكُ گويد ؟ او گويد : او كه چون ما ضعفا و مساكين دارد ، لِمَنِ الْمُلْكُ گويد ! ما كه چون او پادشاهى مقتدر قهّار و جبّارى داريم چرا نگوئيم : امروز پادشاهى كه راست ؟ اگر او را چون ما بندگان است ما را چون او خداوند است ، كسى كه در حرم قرآن بار داده شده ، خلعت تشريف لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ * پوشد و شربت وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ نوشد ، چنين كسى را چرا نرسد كه بر جهان خواجگى كند و شبانگاه و بامدادان گويد لِمَنِ الْمُلْكُ ؟ « 1 » جز خداوند مفرماى كه خوانند مرا * سزد اين نام كسى را كه غلام تو بود ! بگسلانم كَمَرِ گردون از قوّت خويش * چون به طرف كَمَرم نقش زنام تو بود سورهء - 68 - قلم - 52 - آيه - مكى - جزو 29 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند جهاندار دشمنپرور به بخشايندگى و دستبخشاى به مهربانى . 1 - ن ، وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ . به دوات و قلم و آنچه مىنويسند سوگند . 2 - ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ . با آن نعمتى كه از خداوند به تو است تو ديوانه نيستى . 3 - وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ . و تو را مزدى ، ناكاستشدنى است . 4 - وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . و تو ( بر ادب پيغام ما ) بر خوئى بسيار نيكو هستى . 5 - فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ . آرى ، پس تو خواهى ديد و آنها هم ببينند كه : 6 - بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ . كه ديوانه و فتنه رسيده و فريفته از شما كيست ؟ 7 - إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ . پروردگار تو داناتر است به هركسى كه از راه راست گمراه شده و او داناتر است به يافتگان راه راست . 8 - فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ . پس تو ( اى پيغمبر ) بنگر ، كه دروغ زن گران را فرمان نبرى ! 9 - وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ . دوست دارند كه تو به چيزى فرا ايشان آئى تا آنها هم فرا تو آيند . 10 - وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ . هر سوگند خوار دروغزن خوارشدهاى را فرمان مبر !
--> ( 1 ) - از اين بيان و تعبير چنين فهميده مىشود كه مراد از ( عزيز راه ) پيغمبر اسلام است كه داراى اين مقام مىباشد .